دانلود فایل(استرس و بهداشت رواني و نگاهی به علل و آثار استرس و بررسی چند مسئله اجتماعی مانند فقر، مهاجرت،)

استرس و بهداشت رواني و نگاهی به علل و آثار استرس و بررسی چند مسئله اجتماعی مانند فقر, مهاجرت, فردگرایی و ,,,استرس و بهداشت رواني و نگاهی به علل و آثار استرس و بررسی چند مسئله اجتماعی مانند فقر، مهاجرت،|30019701|bno34053965|
در حال حاظر فایل کامل و برتر با عنوان استرس و بهداشت رواني و نگاهی به علل و آثار استرس و بررسی چند مسئله اجتماعی مانند فقر، مهاجرت، آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب یا دریافت فایل بروید.

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 69









فهرست مطالب



استرس و بهداشت رواني



تعريف استرس



استرس مثبت و استرس منفي



علت‌هاي استرس، دگرگوني‌ها و گرفتاري‌هاي زندگي



دگرگوني‌هاي زندگي



مقياس ارزشيابي دگرگوني‌هاي زندگي



مقياس هولمز و راهه براي ارزشيابي دگرگوني‌هاي زندگي



استرس بلندمدت



گرفتاري‌هاي زندگي



پيامدهاي استرس، واكنش‌هاي ارگانيسم



آثار فيزيولوژيك استرس



جنگ يا گريز



استرس و دستگاه ايمني



استرس و بيماري‌هاي خطرناك



سرطان، علت‌هاي اصلي، از جمله استرس



بيماري‌هاي قلبي



شخصيت تيپ A



آثار شيوه زندگي بر بهداشت جسمي‌و رواني



زندگي با استرس



شكل‌هاي سازگاري با هيجان‌هاي استرس، ارزشيابي مجدد موقعيت



شكل‌هاي سازگاري با حل مسائل حاصل از استرس



منابع لازم براي مبارزه با استرس، از سلامتي تا امكانات مالي



سلامتي و توانايي



افكار مثبت



منبع كنترل



توانايي اجتماعي شدن



حمايت اطرافيان



امكانات مالي



راهبردهاي سازگاري خاص، چگونگي كاهش استرس



آرميدگي



ورزش



توصيه‌هاي ديگر



مسائل اجتماعي و بهداشتي رواني



چند سوال



طبقات اجتماعي



فقير يا غني به دنيا آمدن



كاش همه غني بوديم و سالم نه فقير و بيمار



نابرابري‌هاي جوانان



فقرا چه كساني هستند؟



پيامدهاي فقر



آثار رواني فقر



بیگانگی در روابط اجتماعی



مهاجرت



افزایش فردگرایی



مسائل سیاسی







تعريف استرس



پژوهشگراني كه استرس و رابطه آن با بهداشت رواني را مطالعه كرده‌اند، از استرس تعاريف زيادي ارائه داده‌اند. در اينجا تعريف سليه (1994)، فيزيولوژيست كانادايي آورده مي‌شود. سليه، كه تحقيقات و نوشته‌هاي او درباره استرس، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است، استرس را چنين تعريف مي‌كند: مجموعه واكنش‌هاي غيراختصاصي ارگانيسم در مقابل هر نوع تقاضاي سازگاري از آن. مثال زير مطلب را روشنتر مي‌كند. اگر در چله زمستان فوتبال بازي كنيم، بدن ما با سرعت بخشيدن به ضربان قلب و تنفس و با تحريك غدد مولد عرق، واكنش نشان خواهد داد. اگر ده دقيقه مانده به شروع كلاس، مطلع شويم كه بايد گزارش تحقيقي خود را همين امروز تحويل دهيم، تعداد ضربان‌هاي قلب و آهنگ تنفس افزايش خواهد يافت و عرق سرد سرتاپاي وجود ما را خواهد گرفت. بدين ترتيب، مي‌توان گفت: استرس عبارت از يك واكنش جسمي‌است كه به دنبال يك تحريك دروني(شناختي) يا بيروني (محيطي) بوجود مي‌آيد. محركي كه استرس بوجود مي‌آورد، عامل استرس‌زا ناميده مي‌شود.



براي آن كه استرس و عوامل استرس‌زا روشنتر تعريف شود، باز هم مثال مي‌آوريم. فرض كنيد درس سمينار داريد و از شما خواسته‌اند تا درباره موضوعي مطلب جمع‌آوري كنيد و آن را در كلاس به صورت سخنران (كاري كه در تخصص شما نيست) ارائه دهيد. واكنش‌هاي جسمي، مثل افزايش تعداد ضربان‌هاي قلب و آهنگ تنفس، بالا رفتن فشار خون، درد معده، خشك شدن دهان، عرق كردن دستها و. . . . نشانه‌هاي استرس خواهد بود. عوامل استرس‌زا، كه اين واكنش‌ها را راه مي‌اندازد، عبارتند از: انتقاد دروني از خود، دلهره ناشي از نگاه‌هاي كنجكاوانه برخي دانشجويان، لب و لوچه آويزان كردن برخي ديگر، تفسيرها و واكنش‌هاي استاد. بنابراين، عامل استرس‌زا، يعني هر محركي كه استرس بوجود آورد.



استرس مثبت و استرس منفي



نبايد از مثال بالا چنين نتيجه گرفت كه استرس هميشه منفي است و بايد از آن اجتناب كرد. اگر خوب توجه كنيم، خواهيم ديد كه تعريف سليه، هرنوع تقاضاي سازگاري از ارگانيسم را استرس‌آور مي‌داند. بنابراين، مي‌توان گفت كه تقريباً همه محرك‌هاي بيروني مي‌توانند استرس ايجاد كنند، چون همه آنها از ارگانيسم مي‌خواهند كه سازگار شود، مثلاً وقتي صدايي مي‌شنويم، به طرف آن برمي‌گرديم و وقتي غذايي در دهان مي‌گذاريم، بزاق ترشح مي‌شود و همه اين اعمال براي سازگاري با موقعيت است.



بدين ترتيب مي‌توان گفت كه در موارد زيادي، استرس خوشايند و مفيد خواهد بود، مثلاً ورزش، عامل استرس‌زاي خوشايند و مفيدي است، زيرا اثربخشي دستگاه قلبي ـ عروقي را افزايش مي‌دهد. سليه (1974) بين استرس خوشايند يا مثبت، مثلاً ورزش ملايم و استرس ناخوشايند يا منفي، مثل بيماري بلندمدت، تفاوت قائل مي‌شود. مي‌توان گفت كه ارگانيسم هميشه در حال استرس است، خواه اين استرس خوشايند باشد يا ناخوشايند، خواه ملايم باشد يا ناملايم. نبود كامل استرس هرگز امكان‌پذير نخواهد بود، مگر اينكه تحريك بيروني وجود نداشته باشد و آن زماني است كه فرد در زير خروارها خاك خوابيده است. بنابراين، وجود استرس براي بقاء ضرورت دارد.



روانشناساني كه در زمينه‌ي بهداشت رواني كار مي‌كنند، اصولاً علاقه دارند پيامدهاي منفي استرس را مطالعه كنند و به همين دليل، آنها اصطلاح استرس را در معناي استرس منفي يا زيان‌آور بكار مي‌برند، حال آنكه استرس مي‌تواند جنبه مثبت نيز داشته باشد.



علت‌هاي استرس، دگرگوني‌ها و گرفتاري‌هاي زندگي



استرس در همه زمينه‌هاي زندگي و در همه جا با درجات مختلف، حضور دائمي‌دارد. علت‌هاي اصلي استرس عبارتند از: دگرگوني‌هاي زندگي، استرس بلندمدت، گرفتاري‌هاي زندگي، ناكامي‌و تعارض‌ها.



دگرگوني‌هاي زندگي



رويدادهاي مهمي‌كه زندگي را تحت تاثير قرار مي‌دهند، مثل ازدواج، فوت يكي از اعضاي خانواده يا تغيير محل سكونت، مي‌توانند استرس به همراه آورند. طبق نظر هولمز و راهه (1967)، مواجه شدن با تعداد زيادي از موقعيت‌هاي استرس‌زا، در يك زمان كوتاه، مي‌تواند براي بهداشت رواني پيامدهاي نامساعد داشته باشد. همه تغييرات زندگي، از جمله ازدواج، مرگ يكي از اعضاي خانواده، تغيير در ساعات كار روزانه و حتي تغيير در ساعات حركت وسايل نقليه استرس‌زاست و اگر ميزان استرس از توانايي سازگاري ارگانيسم قراتر رود، مي‌تواند بهداشت رواني او را بخطر اندازد و حتي به بيماري‌هاي جسمي‌نيز منجر شود.



هولمز و راهه، مقايسه‌اي تهيه كرده‌اند كه 41 موقعيت استرس‌زا را به ترتيب اهميتي كه دارند، شامل مي‌شود و مي‌تواند رابطه دگرگوني‌هاي زندگي با بهداشت رواني را پيش‌بيني كند. مولفان، براي هر يك از موقعيت‌ها، ارزش عددي قايل شده و بدين وسيله مقياسي بوجود آورده‌اند كه دگرگوني‌هاي زندگي را ارزشيابي مي‌كند.



مقياس ارزشيابي دگرگوني‌هاي زندگي



مقياس هولمز و راهه در زير آورده‌ شده است. موقعيت‌ها را بخوانيد، دگرگوني‌هاي زندگي خود را در دوازده ماه گذشته و امتيازهاي مربوط به آنها علامت بزنيد. جمع كل امتيازها را بدست آوريد. اگر جمع كل امتيازها بين 200 150 شد، 37% احتمال خواهد داشت كه در طول سال مريض شويد. اگر جمع كل امتيازها بين 200 تا 300 و بالاتر از 300 شد، احتمال بيماري شما به ترتيب، 50. 80% خواهد بود.



طبق نظر مولفان، اشخاصي كه امتيازهاي آنها بيشتر از 300 باشد، در مقايسه با افرادي كه در حد متوسط قرار دارند، احتمالاً از نظر رواني افسردگي نشان مي‌دهند و از نظر جسمي، به بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي و غيره نيز مبتلا مي‌شوند. مولفان كه افزايش جمع كل امتيازها مي‌تواند پيش آگهي افزايش حوادث و رويدادهاي ناگوار زندگي باشد.